السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

318

تفسير الميزان ( فارسي )

اى پيامبر تنها ذكراى ساعت است ، چون بعثت تو متصل به آن است ، و تو خاتم انبيايى ، و همين مقدار علم از مساله قيامت براى ايشان كافى است ، در نتيجه اين آيه همان را مىگويد كه رسول خدا ( ص ) به روايتى فرمود : « بعثت انا و الساعة كهاتين ان كادت لتسبقنى - بعثت من با قيامت مثل اين دو انگشت پشت سر همند ، به هيچ وجه ممكن نبود قيامت جلوتر از بعثت من بيايد » « 1 » . بعضى « 2 » ديگر گفته‌اند : اين آيه تتمه سؤال مشركين است ، كه در آن به رسول خدا ( ص ) خطاب مىكنند ، و معناى آن اين است كه : از علم به قيامت و به وقت آن نزد تو چه مقدار هست ؟ و يا اين است كه : تو كه اين همه به ياد قيامت هستى خودت از آن چه فهميده اى ؟ و خواننده محترم مىداند كه سياق آيات با هيچ يك از اين معانى آن طور كه بايد نمىسازد ، علاوه بر اين هيچ يك از آنها خالى از تكلف نيست . * ( « إِلى رَبِّكَ مُنْتَهاها » ) * اين جمله در مقام تعليل جمله * ( « فِيمَ أَنْتَ مِنْ ذِكْراها » ) * است ، و معنايش اين است كه : تو از وقت آن نمىتوانى با خبر شوى ، براى اينكه انتهاى آن به سوى پروردگار تو است ، پس حقيقت آن و صفاتش و از آن جمله تعين وقتش را جز پروردگار تو نمىداند ، پس مردم نبايد از وقت آن بپرسند ، و در وسع تو هم نيست كه پاسخ دهى . و بعيد نيست - و خدا داناتر است - اين آيه در مقام تعليل باشد ، اما به معناى ديگرى از تعليل ، و آن اين است كه بفرمايد ساعت قيام نمىكند مگر با فناى اشياء و سقوط اسباب ، و ظهور اين حقيقت كه هيچ ملكى جز براى خداى واحد قهار نيست ، پس آن روز جز به خداى تعالى مستند و منسوب نيست ، و هيچ سببى فرض نمىشود كه بطور حقيقت بين خدا و پديد آمدن قيامت واسطه باشد ، در نتيجه زمان هم كه در اين عالم براى خود سببى است نمىتواند واسطه باشد ، پس روز قيامت در حقيقت توقيت بردار نيست ، ( نه اينكه ممكن باشد ولى خداى تعالى وقتش را معين نكرده ) . و به همين جهت است كه مىبينيم در كلام خداى تعالى هيچگونه تحديدى براى آن روز نيامده ، تنها اين تحديد ذكر شده كه روز قيامت با انقراض نشاه دنيا به پا مىشود ، و در اين

--> ( 1 ) سنن ترمذى ، ج 4 ، ص 496 . ( 2 ) روح المعانى ، ج 30 ، ص 38 .